أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
400
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
گرديدند . عبد اللّه بن زبير ازين تلاش به قدر ذرهاى متأثر نشده به كمال سكونت و احترام كبار اصحاب را جلب نموده و قواعد ابراهيم را به آنها ارائه نموده و به شهادت مشار اليهم امر نمود كه طرح اساس كنند . عتبهء باب شرقى تا زمين مطاف و بيرون باب غربى را كه خود باز نموده بود الى محاذى سنگى كه در اتّصال شادروان غربى واقع است پايين آورد . حجر الاسود در حريقى كه در عصر قريشيان اتفاق افتاده بود منفجر شده و پارچهاى از آن در دست يكى از آل شيبه محفوظ و باقى بود . ابن زبير زمانى كه اصل حجر شريف را به صندوق مىگذاشت پارچه را هم كه در نزد آل شيبه محفوظ بود آورده با نقرهء ذوب شده او را الصاق كرده و حفظ نموده بود و روزى كه مىخواست به محل مخصوص خود كه در بيت عزّت داشت بگذارد پسر خود عباد و جبيرى را كه پسر شيبة بن عثمان بود نزد خود حاضر ساخته و به آنها گفت : زمانى كه من نماز ظهر را مىگزارم شما حجر الاسود را كه در دار الندوه محفوظ است آورده و به جاى خود وضع نماييد و بعد از آنكه او را ساخته و پرداخته گرديد صداى تكبير بلند نماييد . ابن زبير پس از آنكه اين دستور العمل را داد خود امامت نموده و به نماز ظهر مشغول گرديد ، عباد و [ جبير شيبة بن ] بن عثمان با همديگر مشاوره نموده در ميان كعبهء معظّمه دار النّدوه قرار دادند كه بعض اشخاص صف كشيده و قائم باشند و خودشان حجر الاسود را به يك پارچهء پاك و مطهرى پيچيده از ميان اشخاص مرقومه گذرانده پس از آنكه به محل خود گذاشته و بالاى او را با سنگ محكم ساختند براى بشارت مردم يك تكبير گفتند . حجر شريف را عباد به محل خود گذاشته و جبير بن شيبه نيز در اين باب به او معاونت كرده است . پس از آنكه اعاظم قبايل از نماز فارغ شدند و فهميدند كه حجر الاسود به محل خود گذاشته شده است گفتند : زمانى كه قريشيان حجر الاسود را به محل خود مىگذاشتند منازعه به درجهاى رسيد كه نزديك بود حرب و جدال واقع شود حضرت فخر كائنات به معاونت رؤساى قبايل اربعه فصل و حسم فرمود با اين همه آيا سزاور است كه ابن زبير به